
و مانند نم نم باران
براین خاکستر روح تب زده من
باران می بارد
و در این وهم دود آلود غبار افکنده شده
در این صبح لطیف
رویای نسیم
یا نسیم رویایی
وزیدن گرفت
زندگی و لحظه هایش مانند نگاه هست
زمانی که پلک ها را می بندم
رنگ ها می رود و تارکیست
دنیا تا ابدیت می رود
و زمانی که پلک باز می کنم دنیا فانیست
که تا ابدیت کشیده شده است
و زمانی که پلک هایم را می بندم تو در دنیا منی
و زمانی پلک باز می کنم تو انعکاسی هستی در زندگی من
نمی دانم کدامین دنیا ملموس تر هست؟
اما تو ملموس ترین یقین من هستی
............
و چقدر دورم از خودم و چقدر دور
و چقدر دوری......................
و تمامی داغی کشیده شدن ها رابر دوش خواهم کشید
....
و این بار من
روایت می کنم:
Photo & Link:Steve G . Augle
+ نوشته شده توسط هومن در سه شنبه دهم اردیبهشت 1387 و ساعت
22:51 |

