تبليغاتX
گندم




15 مهر 1385
درب ورودی قبرستانی قدیمی و متروک در مسیر منطقه محافظت شده پرور

+ نوشته شده توسط هومن در یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386 و ساعت 14:48 |
،







گردش پاییزی من
مسیر چشمه شاهی - خور - جاده چالوس

پ.ن:
عکس های دیگری را هم به همراه توضیحات اضافه میکنم
جمعه 86/8/25 به همراه دو دوست خوب بابک و حسین
عکس ها از حسین
اگر عکسها مشاهده نشد روی عکس کلیک راست کرده و گزینه show picture را انتخاب کنید

 

 

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه بیست و ششم آبان 1386 و ساعت 10:6 |
 

۱ـ ابتدای مسیر کوهنوردی پهنه حصار حوالی روستای خور در جاده چالوس ، پاییز رنگهای فراوانی به طبیعت بخشیده


۲ ـ آبشار پهنه حصار


 ۳ ـ من و پاییز

 


 

۴ـ بدون شرح


 

۵ ـ تنها درخت سبز

 


من به همراه دوست  کوهنوردم این سفر و کوهپیمایی یک روزه را رفتیم ، مسیر بسیار خلوت و زیبایی بود که ارامش خاصی را برای ما همراه داشت

بزودی عکسهایی از خزان یکی از جنگلها و مناطق محافظت شده اطراف تهران که احتمالا هفته اینده خواهم رفت را میگزارم

با ارادت

هومن از وبلاگ گندم

 

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه نوزدهم آبان 1386 و ساعت 14:3 |

فصل دروی گندم شد
اما کسی گرو نزاشت
دروگر امد
سيب ها گنديدند و من به مضحکه بازی رفتم
ياوه گويی باشد
مار يا حفره


بدرک
نه
برايم مهم نيست


اينجا دنيای من است
ورودخدايان ممنوع

 

هومن

+ نوشته شده توسط هومن در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 و ساعت 20:58 |

کامنت زیر را مدتها قبل برای بلاگی گزاشتم

برای فردی که خیلی غمگین بود

 سالها بعد وقتی  داشتم بلاگ گردی میکردم  ناگهان به بلاگ مورد نظر رسیدم

و  وقتی اخرین پست را نگاه کردم کامنت خودم را دیدم

بدم نیومد که اون کامنت را اینجا بزارم

(هرا نام یکی از الاهه های یونان باستان هست که در   داستانی ازش نام بردم )

كامليا عزيز سلام
بعد از مدتي اومدم مي بينم بروز نشدي؟؟؟؟

 
كامنت شما را خوندم. از ابراز لطفت ممنونم. نميدونم چرا اينقدر به هرا علاقه مندي
!
البته كاملا قابل حدسه
!

 
توي مكتبهاي فكري زيادي از كاتوليك هاي مدرن گرفته تا اكيست ها و ساير فرقه هاي فكري هميشه دم از عشق ورزيدن ميزنن
. و دوري از نفرت؟؟؟؟


حرفي هست كه خيلي خريدار داره ميشه توي كتاب هاي نويسنده هاي معروف هم ديد
!
پاييز پدر سالار ماركز يا كنار رودخانه پيدار نشستم وگريستم كوليو

 
من نميدونم اين حرفها طبق چه منطقي زده شده و ايا درسته يا نه؟ و دليلي نمي بينم چون خيلي ها مي گن درسته بايد درست باشه

 
اما اينو مي دونم كه زندگي ما خيلي محدود و كوچيكه !و اون قدر وقت نداريم كه توش رنج بكشيم و غصه بخوريم
مي تونيم زنديگي را شاد بسازيم
ومي تونيم با عشق جلوش ببريم

 
چون عشق مي تونه هر ناملايمتي را با گذشت بگزرونه
و اين انگيزه را با ما بده اجازه بديم از كنار تلخي ها، كجي ها به خاطر عشقمون بگزريم وچون عاشقيم رد بشيم
.
چون عشق تنها نيرويي هست كه به ما اجازه بخشش و آرامش در مقابل ناراستي ها را ميده
.
پس بهتره بجاي هرا بودن يه كامليا باشيم با قلبي كه ميتونه حتي اگه دنيا بهش بدي كرد به خاطر عشقش به زندگيش همه رو ببخشه


اگر زيادي حرف زدم ببخشيد
قصد نصيحت نبود فقط نظر شخصي من بود
اوميدوارم كه سر حال باشي و پست جديدي ازت ببينم
.
هومن

 

پ.ن:

لینک داستانی از اساطیر یونان ( افسانه نارسیس) که از هرا نام برده شده

چند تا عکس هم به مجموعه عکسهای پست قبلی(جنگل ابر) اضافه کردم.

اصلا خیالت  راحت نباشه ( جالب هست از دکتر صرامی)

 

+ نوشته شده توسط هومن در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 و ساعت 15:59 |
۱عکاس گل محمدی

۱ـ جنگل ابر حوالی شاهرود به دلیل اینکه همیشه این کوهستان در ابر ومه فرو رفته اند جنگل ابر نامیده میشود


۲ـ این جنگل جزو معدود جنگلهایی هست که مرز کویرو جنگل کاملا مشخص هست(اکتون) و بسیار جذاب و دیدنی هست

 


۳- زمین جنگل در این فصل با گلهای زیبای وحشی فرش شده. بابونها در این فصل غوغایی براه انداخته بودند. زمین فرش شده بود با گلهای سفید ،قرمز،بنفش ،زرد، گلهای حسرت(از خانواده گل زعفران) زیباییشون واقعا حسرت برانگیز بود.بوته های اورس که شبنم مه رویشان نشسته بود یکی از دیدنیترین مناظر بدیع را خلق کرده بودند

 


۴ـ بدون شرح

 


۵ ـ بدون شرح


۶ ـ بدون شرح

 


 متاسفانه عکسها خوبی گرفته نشد و تعداد زیادی از عکسها هم از بین رفت و عکسهای موجود قادر به نشان دادن زیبایی جنگل نیستند

سفر بسیار خوب و زیبایی بود که  بعلت خراب شدن وسیله نقلیه هم در رفت و هم در برگشت خستگی زیادی داشت

اما خستگی ها رفت و خاطرهای زیبا باقی موند

با ارادت

هومن از گندم

 

 

پ.ن:

رفتن قیصر امین پور و تیرداد ناصری غم بزرگی برای جامعه ادبی ایران بود

+ نوشته شده توسط هومن در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 و ساعت 19:37 |
سلام

این کامنت را بصورت خصوصی و ناشناس برای من گزاشتند:

سلام
وبلاگ زیبایی داری
در کامنت های که در بعضی وبلاگ ها میزاری دقت کن و سعی نکن خودت رو به کسی نردیک کنی. من حواصم بهت هست.
امید وارم منطقی برخورد کنی با این موضوع
کنجکاوی نکن در مورد من
موفق باشی

قبل از او ن این کامنت را بصورت خصوصی برای من گزاشتند:

سلام
اگر فضولي نباشه مي شه بگيد سميرا كيه ؟به من اعتماد كنيد مطمئن باش پشيمون نمي شي گاهي وقتي آدمها درددل مي كنند سبك مي شن منتظر جوابت هستم

 که در جواب من که چرا میخواین بدونید

و من چی رو باید درد دل کنم این جواب را برای من گزاشتند:

سلام
می خوام بدونم کسی هست که دوستش داشتید ؟چرا از هم جداشدید؟خیلی دوستش داشتی؟ منظورم این بود که از اعتماد کردن به من پشیمون نمی شید من همیشه سعی کردم با همه روراست وصادق باشم

 من واقعا در تعجبم

بهتر عطای وبلاگنویسی را به لقاش ببخشیم

و بریم رد کار خودمون

خیلی حرف ها میخواستم در این ضمینه بزنم ولی از حوصلم خارج هست

 پ.ن:

از گزاشتن پیغامهای خصوصی مربوط به مسائل خصوصی، عشقولانه ، مرموزانه یا تهدید امیز خودداری کنید

با تشکر هومن از گندم

پ.ن۲:نتونستم جلو خودم بگیرم من نمیدونم چر ا اینقد رسم توی حریم شخصی هم دیگه سرک بکشیم

و نمیدونم چرا.........

پ.ن ۳:

اما یه نکته مثبت هم داره یک نفر هست که وبلاگ منو دقیق میخونه

حتی کامنت هامم میخونه

بلاخره یه خواننده جدی پیدا کردم

که حواصش به من هست

حواصت به من هست؟!؟!؟!


حواص = حواس

-----------

+ نوشته شده توسط هومن در سه شنبه هشتم آبان 1386 و ساعت 14:51 |
عکاس ایمان صادقی

۱ـ ابتدای مسیر یخچال برفی لالون  ، هوا عالی بود

 


عکاس نیما صادقی

۲ـ رودخانه ای زیبا و سرکش لالون

 


عکاس نیما صادقی

۳ـ یخچال برفی لالون

 


تهرانی

۴ـمن در حال برگشت از یخچال

 


۵ـ من و حمیدرضا  بعد از عبور از یخچال و بارش نم نم باران

همه جا سبز بود

.....

 

 پ .ن:

در خواست شوهر به صورت اینترنتی

خیلی عجیب غریب بود

 

 

+ نوشته شده توسط هومن در دوشنبه هفتم آبان 1386 و ساعت 0:27 |

بعد از کلی نرفتن به سفرهای طبیعت گردی

تصمیم گرفتم صبح جمعه برم کوه با یکی از دوستان کوه نوردم قرار گزاشتم که ایشون به همراه دوست کوه نورد دیگرشون تشریف اوردن

کوهنوردی جمعه ها در اطراف شهر بسیار جالب هست

......

 


بالای کوه منظره جالبی بود نوجوانهایی با باندهای بسیار بزرگ

 


من همیشه از شادی و خوشحالی مردم خوشحال میشم

شاید عده ای احساس کنن که این کار سبک هست و ادم باید از سکوت کوه استفاده کنه و این ها خیلی سبک سر  هستند

اما من به شخصه از این که روز جمه اول صبح این ها اینقدر با انرژی هستند و شادی میکنند لذت میبردم.

 


انصافا تیپ های جالب میدیدم

کسی هم برای کسی مزاحمت ایجاد نمیکرد

خیلی هم شلوغ بود قله

اگر کسی سکوت و ارمش میخواهد کوهای بسیار زیاد و خلوت و زیبایی دور تا دور ما هست

سر زدن به کویر هم ارامش خاص خودش را داره


 

خوب یک سری با گیتار اومدن

یک سری با دف و سه تار

این ها هم با باند خودشون

 

 نظر شما چیست

کار  این بچه ها را چگونه ارزیابی میکنید؟!

پ.ن:

ناظم دوم راهنماییم را هم دیدم

+ نوشته شده توسط هومن در جمعه چهارم آبان 1386 و ساعت 19:36 |
                        

+ نوشته شده توسط هومن در پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 13:37 |

 

?Where are you

?Where is it

  

پ.ن:

این پست هیچ ارتباطی با پست قبل ندارد

+ نوشته شده توسط هومن در پنجشنبه سوم آبان 1386 و ساعت 13:23 |

بازم فرودگاه

چقدر ساکت بود

 

+ نوشته شده توسط هومن در سه شنبه یکم آبان 1386 و ساعت 18:51 |


Powered By
BLOGFA.COM


ليست وبلاگهای به روز شده