تبليغاتX
گندم
Let me in .. by Mg Lizi

نازنین دوستم

سفر خوش

بعد از ۱۲ سال دوستی

وقتش رسید که بار سفر ببندی

برو خدا به همراهت

سفر خوش٬ روزگار بر وفق مراد

دوست من٬ خاطرها

خنده ها

بودن ها

حرف ها

مگوها

همهمه ها

روزگاران خوشی را رقم زد

روزگارت خوش

هومن

 پ.ن

در صورت مشاهده نشدن عکسهای بلاگ روی تصویر کلیک راست کرده show picture را کلیک کنید

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه سی و یکم شهریور 1386 و ساعت 13:7 |
 

By Bartlomiej Rozanski

 

رو به غروب

 

ریخته سرخ غروب

جابجا بر سر سنگ

کوه خاموش است.

می خروشد رود.

مانده در دامن دشت

خرمنی رنگ کبود.

 

سایه آمیخته با سایه

سنگ با سنگ گرفته پیوند.

روز فرسوده به ره میگذرد

جلوه گر آمده در چشمانش

نقش اندوه پی یک لبخند.

 .....

 

پ.ن:

شعر از سهراب سپهری

دلم شعر خوب میخواد

شعری که رها شده از تمام سنتهای پیشین باشد

و در برگیرنده مفاهیم ارزشمند انسانی باشد

نه یک  بیان کننده تحولات و غمهای شاعر باشد

بلکه به قصد طرح مفاهیمی زیبا باشد!!!!

قحط رجال شده!!!

بهار کجاست

شاملو

اخوان

سهراب

فروغ

مشیری

.......

دلم یک شعر خوب میخواد

در صورت مشاهده نشدن عکسهای بلاگ روی تصویر کلیک راست کرده show picture را کلیک کنید

 

+ نوشته شده توسط هومن در جمعه سی ام شهریور 1386 و ساعت 11:37 |
از طرف آریا

سلام

خواستم چندتا مطلب یک داستان خیلی جالب (نوشته خودم) را بزارم دیدم عجب غوغایی شده تو بلاگ ها

خوب حق هم هست حضور همه ما در این دنیا مجازی به خطر افتاد

به خاطر احترام نگزاشن به حقوق دیگران ٬ به گردش ازاد اطلاعات که یک حق هست و ترس.....

به هر حال طبق وعده های مهرورزی و تحمل جوانها سیستم پیشرفته فی ل ت .رینگ در راستای بومی سازی علم و غیره از یک شرکت معظم در امریکا جهانخوار خریداری شده وبه بستن هر چه بیشتر سایت ها اقادم میشود.

در راستای سهمیه بندی بنزین که حتی تونست مشکل ترافیک اینترنتی را هم حل کنه وحالا هم اقدام به سهمیه بندی اینترنت در راستای حل مشکلات ترافیک شهری  کردیم از رییس جمهوری محترم مردمیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی کمال تشکر را داریم

راستی به هر حال طبق طرحهای دوربرگردانی زمان شهرداری ریاست محترم جمهور برای ورود به سایت هم دور برگردان براتون میزاریم تا مشکلاتتون حل بشه !!!

بگزریم

پ.ن:در راستای اینکه ما خیلی تحمل داریم و نظرات همتون را هم میشنویم قسمنت کامنت ها را هم میبندیم تا بیشتر بتونیم با مخاطبین محترم ارج بنهیم

+ نوشته شده توسط هومن در دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 و ساعت 17:46 |
سایت www.blogfa.com متاسفانه بسته شد در حال حاضر با استفاده از دامنه ir دسترسی مقدور هست www.blogfa.ir یا www.gandomgoon.blogfa.ir واقعا شرم اور هست
+ نوشته شده توسط هومن در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 22:58 |
پ.ن:

جودی عزیز سلام

متاسفانه به بلاگت(یاد ایام) نمیتونم دسترسی پیدا کنم؟

اگر میشه برسی کن

+ نوشته شده توسط هومن در یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 و ساعت 0:18 |
خوشبختی از ان شماست

چه گوارا این آب

چه زلال این رود!

مردم بالا دست ٬ چه صفایی دارند؟

چشمه هاشان جوشان٬ گاوهاشان شیر افشان باد !

من ندیدم دهشان٬

بی گمان پای چپرهاشان جای پای خداست.

مهتاب آنجا میکند روشن پهنای کلام.

بی گمان در ده بالا دست ٬ چینه ها کوتاه است.

مردمش میدانند ٬ که شقایق چه گلی است.

بی گمان آنجا  آبی٬ آبی  است.

غنچه ای می شکفد٬اهل دل  باخبرند.

چه دهی باید باشد!

کوچه باغش پر موسقی باد!

مردمان سر رود ٬ آب را میفهمند.

گل نکردندش ٬ ما نیز

آب را گل نکنیم

 

 

 

پ.ن :

شعر از سهراب سپهری

عکس:

Yinka Oyelese

خوب خیلی خوشحالم

این پست به افتخار دوست خیلی خوبمه که داره ازدواج میکنه

در واقع دو تا از دوستای خوبم دارند با هم ازدواج میکنن!

اینقدر از شنیدن خبرش خوشال شدم که قابل وصف نیست

وقتی که عروس خانوم خبر عقد دیروزشون را به من گفت

نزدیک بود از خوشحالی قلبم از کار باز بمونه!!!!

فکر نمیکردم بتونم اینقدر احساساتی بشم !!!؟!؟!

شادترین تبریکها٬ بهترین شادباشها برای شما زوج دوست داشتنی

کوچه باغتان پر موسقی باد

با ارادت

هومن

+ نوشته شده توسط هومن در پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 و ساعت 0:40 |
by Mg Lizi

 

صفحه های پاره پاره

یک چیزای خط خطی

و این همه افسوس

 

 

 

فریب

حقیقت

نقاب

سایه روشن

زندگی از آن من است

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط هومن در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 16:53 |
Caravan # 2 by Pennie lou

 

سلام

خواستم شعری از نادر نادرپور بزارم

صحفه ای باز کردم

ناگهان علامتی رو در کتاب دیدم

وقطعه شعری کنارش

حول و حوش سال ۱۳۴۶

یک نفر

که برای عشق ترک کردش شعری نوشته بود

و احتمالا اون خانوم بر نمیگشت

حالا دو نفرشون ازدواج کردن

و کیلومترها از هم  فاصله دارند

بچه هایی داردند از من بزرگتر

و  بچه هاشون عاشق میشند

دل ادمای دیگه رو میشکونند

دلشون میشکنه

اونا کسی رو دوست دارند که اون دوستشون نداه

و کسی اونا رو دوست داره که اونا دوستشون ندارند

مثل پدر مادرشون

عشق  فراموش شده پدر به شخص دیگر

که احتمالا الان اون  را جوانی میدونه و اون همه شور و حرارت شعر گفتن و خواندن شب بیدار موندنها براش بیمعنی

 

عهد شکنی مادر که احتمالا هر وقت مشکلی تو زندگیش پیش میاد فکر میکنه خودش را از خوشبختی و عشق واقعی محروم کرده و عهد شکن هست و شاید هم هزاران توجیه کرده و کار خودش را یک کار درست میدونه و فکر میکنه باید پایه های خوشبختی را روی غم اندوه دیگران بنا کرد

چرا؟

 

احساس عجیبی به هم دست داد

 

 

 

+ نوشته شده توسط هومن در پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 و ساعت 20:52 |
حس غرییبیست

این هم یک روز مرگی دیگه

صمیمیترین دوستم و قدیمیترین دوستم هم داره 

برای تحصیل میره انگلستان

همه لحظات قشنگ

خنده ها

در دل ها

مشورت ها

نظرها

شوخی ها

غم ها

محبت ها

 

همش در ذهن و خاطره من مونده

شاید بعد از این همه سال

تا ۱۵ روز دیگه یک خط کشیده میشه  روی  دوستیمون

اما تو همیشه دوست و عزیز من هستی

خیلی خوشحالم که میری

تا افق های جدید در مقابلت باز بشه

لیاقتش را داری که همیشه موفق باشی

نفر بعدی احتمالا من هستم

و....

دوست من بدرود

همیشه٬ همه جا

دوستی داری به اسم هومن!

که به یادت هست

با بهترین آروزها

.....

 

هومن

 

+ نوشته شده توسط هومن در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 15:19 |
رتبه دانشگاه میشگان در دنیا 15 هست
+ نوشته شده توسط هومن در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 21:8 |
dream by Laurentiu Margalin

هر که  آمد بار خود را بست و رفت٬

ما همان بدبخت و خوار و بی نصیب .

ز آن چه حاصل ٬ جز دوغ جز دروغ؟

زین چه حاصل ٬ جز فریب و جز فریب ؟

پ.ن:

مهدی اخوان ثالث

زمستان

به تاریخ مهرماه ۱۳۳۴

تهران

 

+ نوشته شده توسط هومن در سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 و ساعت 16:29 |
متاسفانه همنطور که حدس میزدم عکسهای بلاگ بر اثر سیستم فیل ... از بین رفت

و احتمالا اقا فیله تا چند روز اینده یه سری به بلاگ من بزنه

خوب اگه اینجوری شد شاید با gandomgoon1 بیام

یا اینکه یه فکر اساسی کنم!!!!

شاد باشید

هومن 

+ نوشته شده توسط هومن در دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 و ساعت 11:5 |
by Al Magnus

 

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد

همه  اندیشه ام اندیشه فرداست !

زمان - در بستر شب - خواب و بیدار است ٬

هوا آرام ٬ شب خاموش ٬ راه اسمانها باز....

خیالم چون کبوترهای وحشی می کند پرواز....

رود آنجا که می بافند کولی های جادو ٬ گیسوی شب را

همان جاها ٬که شب ها در رواق کهکشانها عود میسوزند ٬

.....همان جاها ٬ که پشت پرده شب ٬ دختر خورشید فردا را می آرایند٬

همین فردای افسون ریز رویایی

همین فردا که راه خواب من بسته است٬

همین فردا که روی پرده پندار من پیداست٬

همین فردا که ما را روز دیدار است!

همین فردا که ما را آغوش و نوازشتهاست!

همین فردا ٬ همین فردا.....

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد!

 

 

.....

چراغ ماه ٬لرزان ٬ از نسیم پاییز است ٬

دل بی تاب بی آرام من٬ از شوق لبریز است

بهر سو ٬ چشم من رو میکند : فرداست

.....

... من انجا چشم در راه توام ناگاه:

ترا ٬ از دور میبینم که می ایی ٬

ترا از دور میبینم که میخندی٬

... نگاهم باز حیران تو خواهد ماند٬

سرا پا چشم خواهم شد

ترا در بازوان خویش خواهم دید!

سرشک اشتایقم شبنم گلبرگ رخسار تو خواهد شد .

تنم را از شراب شعر چشمان تو خواهم سوخت .

برایت شعر خواهم خواند برایم شعر خواهی خواند

.......

 

 

 

پ.ن :

شعر از دفتر ابر و کوچه فریدون مشیری

 

 

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 20:57 |
بدون شرح

 

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 10:44 |
+ نوشته شده توسط هومن در جمعه نهم شهریور 1386 و ساعت 23:38 |

هر که هستی.... تنها یک مولف مرده ای

جنبش ادبیات غیر متعهد

 ارتش دریدا

از دوست ندیده ام مانی: 

نشر الکترونیک سایت ادبی عروض منتشر کرد:

کتاب

"راست می گفت . آنجا جای مناسبی برای دیدن خوابهای رویایی نبود . آن هم وقتی توی کثافت سایه های قد بلندی که نمی دانی اصلا از کدام سگ دانی به سراغت آمده اند. زور می زنی مثل یک سوسک لهت می کنند و بعد همه چیز آرام می شد ، بی صدا . آنقدر بی صدا که دوست داشتی کثافتت را به عنوان کیک تولدت بدهی بخورند و تازه اولین نفری باشد که از خوردنش لذت می بری"

نام اولین مجموعه شعر رو ح ا... محمدی است که توسط سایت عروض منتشر می‌شود.
.

برای دانلود کتاب به وبلاگ " ارتش دریدا" مراجعه فرمایید.

 

 

پ.ن: این پست بیانگر نظرات نویسنده نمیباشد

 

+ نوشته شده توسط هومن در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 22:33 |
 

Lyrics:


I was thinking that maybe I'd get a maid
Find a place nearby for her to stay.
Just someone to keep my house clean,
Fix my meals and go away.

Afraid. A man feels afraid.
Afraid.

It's hard to make that change
When life and love turn strange.
And cold.

To live a love,
you gotta give a love.
To give a love,
you gotta be "part of"

When will I see you again?

A while ago somewhere I don't know when
I was watching a movie with a friend.
I fell in love with the actress.
She was playing a part that I could understand.

A maid. A man needs a maid.
A maid.


I wanna live, I wanna give
I've been a miner for a heart of gold
It's these expressions I never give
That keep me searching for a heart of gold
And I'm getting old
Keeps me searching for a heart of gold
And I'm getting old

I've been to Hollywood, I've been to Redwood
I crossed the ocean for a heart of gold
I've been in my mind, it's such a fine line
That keeps me searching for a heart of gold
And I'm getting old
Keeps me searching for a heart of gold
And I'm getting old

I wanna live, I wanna give
I've been a miner for a heart of gold


And when will I see you again?

پ.ن:

میتونید این آهنگ را از اینجا دانلود کنید

من که توصیه میکنم

+ نوشته شده توسط هومن در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 18:56 |
 Broken Primaries by Steve Strawn

چی بنویسم

چی بگم

میتونه

یه آشوب باشه

یا

شایدم

یه حس غریب ناشناخته

شایدم

یه ....

شایدم مثل تصویر بالا.....

راستی این پسر استاد علیزاده چه شاهکاری میکنه

پسر کو نشان دارد از پدر

آلبوم اولین نجواش که خیلی لذت بخش هست

+ نوشته شده توسط هومن در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 0:49 |

Aporia crataegi - Black-veined White by Igor Siwanowicz 

روزي بود روزگاري بود
در زمانهاي بسيار دور
مردماني زندگي ميكردند
مردماني در جايي دور
جايي كه رودي پر آب داشت
جايي به نام مصر
قاهره
كناره نيل
بازار برده فروشها
عجب ول وله اي بود.
عجب غوغايي بود.
گرد و خاكي به پا شده بود
شوري بود
زيباترين برده ها را آورده بودند
زيباترين برده
زيبايي زيبايي ظاهر فقط نبود
زيباي از روح ميجوشيد در چشم ميريخت
يوسف گم گشته را ميفروختند
واي.....
واي بر ما! واي بر آنها!
يوسف را ميفروختند٬
انسان را ميفروختند
به چه بهايي !؟

به چه قيمتي !؟
مردمان شهر جمع بودند٬
داراها آمده بودند٬
مردها ٬زنها
براي ديدين
براي خريدن
پولدارترينها قيمت ميدادند
داراترين ها
تاجران
مالكان
اشراف
عزيز مصر
و يك................پيرزن
همهمه اي در گرفت
پيرزن شكسته ،
پيرزن فرتوت ،
پيرزن ژنده پوش ،
پيرزن خواهان بود :
خواهان يوسف
پيرزن! چه داري براي عرضه؟
چه ميدهي؟ در مقابل يوسف
زيباترين زيبا
همسنگ اين زيبايي چه ميدهي
پيرزن فقط چند بسته نخ داشت
يوسف را به اين ارزاني ميخواهي؟
هم سنگ گرانترين كالا چند نخ پوسيده؟
.
.
.
همهمه٬ قهقه٬ خنده
.
.
.
پيرزن:
اگر پولي ندارم
اگر يوسف مال من نيست
بگزار بگويند من نيز جزو خواهان هاي او بودم
اسم من نيز در ليست خريداران او هست.
مرا خوهان يوسف بودن بس است .

در عشق

طلب آغاز است٬پاک بازی....

وصال مهم نیست٬

طلب کردن همه چیز هست٬

من طالبم٬ طالب یوسف
........
پيرزن بايد مرده باشد
مصر از قحطي نجات پيدا كرد.عشق زليخا خوابيد.يوسف گم گشته باز امد به كنعان.چشمان پدر شفا يافت
پيرزن مرده بود

 

 

پ.ن:

نوشته شده توسط خودم

در ضمن اگر احیانا عکس های  پست های اخیر نمایش داده نشد  روی عکس کلیک راست کرده وshow picturs را کلیک کنید

 

+ نوشته شده توسط هومن در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 15:55 |
by Gianluca Nespoli

لحظه دیدار نزدیک ست.

باز من دیوانه ام ٬مستم.

باز می لرزد.دلم ٬دستم.

باز گویی در جهان دیگر هستم

 

 

های !نخراشی بغفلت گونه ام را ٬دست!

های ٬نپرسی صفای زلفکم را ٬دست!

و آبرویم را نریزی ،دل !

- ای نخورده ست -

لحظه دیدار نزدیک ست.

 

مهدی اخوان ثالث

 زمستان

تهران ۱۳۳۴

+ نوشته شده توسط هومن در شنبه سوم شهریور 1386 و ساعت 23:45 |

وصف حال من: آتش در گندمزار

 

در نهفته ترین باغ ها٬ دستم میوه چید.

و اینک شاخه نزدیک! از سر انگشتم پروا مکن.

بی تابی انگشتانم شور ربایش نیست٬ عطش آشنایی است.

....وسوسه چیدن در فراموشی دستم پوسید.

....

پنهان ترین سنگ

سایه اش را به پایم ریخت.

.....

رفتم٬ غرورم را بر ستیغ عقاب ـ آشیان شکستم

و اینک ٬ در خمیدگی فروتنی ٬ به پای تو مانده ام.

خم شو ٬شاخه نزدیک !

 

پ.ن:

 شعر نزدیک از سهراب سپهری

عکس:

Nostalgia of a Season
by CAVAGNA OTTAVIO

الان داره بارون میاد

اهنگ گل سنگ هم داره از مدیا پخش میشه بقولش

چی بگم از دل تنگم

مثل بارون اگر نباری

خبر از حال من نداری

بی تو پرپر میشم دو روزه

دل سنگت برام میسوزه

گل سنگم گل سنگم

چی بگم از دل تنگ

........

همه آهم ٬همه دردم

مثل طوفان پر از گردم

باد مستم که تو صحرا

میپیچم دورتو میگردم

 

 ----------------

۱۰۰۰ بازدید

 

 

+ نوشته شده توسط هومن در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت 23:55 |
by Mehmet Ozgur

 

 

بدون شرح

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط هومن در جمعه دوم شهریور 1386 و ساعت 18:45 |
ليست وبلاگهای به روز شده