تبليغاتX
گندم
عکاسشو نمیدونم کیه

از ميان کساني که براي دعاي باران به تپه ها مي روند ، تنها آنان که با خود چتري به همراه مي آورند به کار خود ايمان دارند.

 

 

 

 

 

 

پ. ن :

این متن توسط  تندر  کامنت گذاشته شده بود

در ضمن اگر احیانا عکس های  پست های اخیر نمایش داده نشد  روی عکس کلیک راست کرده وshow picturs را کلیک کنید

به همراه بهترین آرزوها

با تشکر از خانم مریم از بلاگ شاتوت برای تذکر املایی

 

 

 

+ نوشته شده توسط هومن در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 23:25 |
 

ای بابا

بعضی وقتها

بعضی اتفاقها

باعث میشه 

همچین 

حس سقوطی کنی

به..... 

پ.ن:

Jelly
by Sherle Curtice

+ نوشته شده توسط هومن در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 و ساعت 18:10 |

آری ما غنچه یک خوابیم

- غنچه خواب؟آیا می شکفیم؟

.....

ـ تاریکی، تنهایی

ـ نی ، خلوت  زیبایی.

... چه کسی ما را می بوید؟

ـ .....

و به بادی پر پر....؟

ـ.....

ـ و فرودی دیگر؟

ـ.....

 

پ.ن:

سهراب سپهری

شعر: و

هشت کتاب

 عکاس:
Movement of time no.5 by Pansa Sunavee

 

 

 


+ نوشته شده توسط هومن در سه شنبه سی ام مرداد 1386 و ساعت 12:14 |
 

این هم به افتخار دوستی که خداحافظی کرد

سلام

نمیدونم تا حالا تجربه کویر را داشتید

تپه های ماسه ای؟

تجربه خاصی هست

 رهایی

.....

 

پ.ن:

عکاس

Stairways to heaven

پلکان به سوی  بهشت ، آسمان......
by Mehmet Ozgur

 

+ نوشته شده توسط هومن در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 و ساعت 21:32 |

هزار توي من
هزاران پيچ
هزارن راه
هزارن رنگ
اما انگار فقط يك در
.
.
.
بدون روزن
بدون قفل
در سكوتي ژرف
در سكوتي تلخ
.
.
.

نوشته شده توسط خودم

+ نوشته شده توسط هومن در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 و ساعت 1:34 |
 Waterballby Eugene Choi

خوب

اینم روزمرگی

خیلی داغونم 

اولین روزی هست امسال که این قدر بهم میریزم

شاید باید خوب پیش میرفت

شاید بد

اما مثل یک شیشه شکست

و قطعه های درخشانش پرواز کردن

رقص رقص کنان گزشتند

از من گزشتند

برق میزدند

خیلی قشنگ بودند

از چشمهام رد شدند

از لبهام

از دستام

انگشتام

قلبم

..................

از گلوم

حتی اون بغض کهنه نتونست باز بشه

رویای سمیرا  مثل یک شیشه ظریف در دستانم در هم شکست

و گوی جهان نمام از بین رفت

یک رویای شفاف و زیبا

همیشه هست و خواهد بود

آسمان آبی

پرنده های بی نیاز

و من

تب دارم

پر از اوهام

پر از احساسات متفاوت

بغیر از نفرت

آهسته آهسته آهسته

بدرون خود میخزم

کیست که مرا یاری کند؟؟؟؟؟

رقص خورده شیشه ها تمام شد

و من بهت زده بودم

سعی کردم

اما ..........

آشوبی به پا شده

جام در دستم بشکست

نور از من بگزشت

و من در بهتی نا به هنگام ماندم

نه ان طرف نور 

نه این طرف سیاهی

من  تنها در برزخ رنگها ماندم

رنگها

زمان زخمهای کهنه من را میپوشاند

زمان بغض کهنه را بزرگتر میکند

مرهمی میخواهم

نوش دارو میخواهم

میخواهم فریاد بکشم

اما مرد فریاد نیستم

میخواهم اه بکشم

نمیتوانم

اهای منم

هومن

پر از درد

پر از فریاد

اهای منم

......

و ناگهان ترک برداشت هر انچه مانده بود

و نفسها

گواه تلخیست

.....

هیچ کس را به یاری نمی طلبم

....

 (نوشته شده توسط خودم)

 

 

 

+ نوشته شده توسط هومن در چهارشنبه سوم مرداد 1386 و ساعت 11:56 |

ویکی‌پدیای ما!

نمی‌دونم که آیا با ویکیپدیا تا حالا کار کردین یا نه! یه دانشنامه‌س به چندین و چند زبان و از جمله فارسی که به رایگان در اختیار همه‌ی ماست! مطالبش مرتباً به‌روز می شه و گذشته از این که شما می‌تونین با مراجعه به اون به مطالب مفید در زمینه‌های متنوعی دست پیدا کنین، شاید بزرگترین امتیازش اینه که هر یک از ما می‌تونیم در نوشتن و ویرایش مطالبش و غنی‌کردن مطالب اون در هر زمینه‌ای که به اون علاقه‌مندیم یا مطلعیم به نحو مؤثری سهیم بشیم. وقتی که شما در جستجوی مفهومی یا مطلبی هستین و مثلاً در گوگل جستجو می‌کنین معمولاً اولین مدخل‌هایی که به‌تون عرضه می‌شه از همین ویکیپدیاست! اما خب ظاهراً محتوای ویکیپدیا به زبانهای غیرفارسی به‌خصوص انگلیسی خیلی غنی‌تره! حالا قراره ماهایی که در این همکاری مثبت و سازنده‌ی وبلاگی مشارکت می‌کنیم با افزودن لینک ویکیپدیای فارسی سعی کنیم این منبع خوب رو به دیگران بیشتر بشناسونیم و گذشته از اون فراخوانی داشته باشیم برای همه که با نوشتن مطلب و اضافه‌کردن‌اش به محتوای فعلی ویکیپدیا بر غنای ویکیپدیای فارسی بیافزاییم.

توضیحات کاملتر اینجا

+ نوشته شده توسط هومن در سه شنبه دوم مرداد 1386 و ساعت 16:17 |


Powered By
BLOGFA.COM


ليست وبلاگهای به روز شده